![]() فرهنگ تنها مقوله ای است که همیشه پویاست و مرور زمان آن را کنار طاقچه عادت کهنه نمی کند.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
خيلي دور خيلي نزديك
كاش مي شد اشك را تهديد كرد لوح سپيد باغ بلور دست بافت دل باراني ميراث آريا سرزمين آريايي گنجينه سخنان بزرگان جهان استاد شجريان سايت جامع گردشگري ايران ياران ايران جوان ترمه اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: |
گاهی از کنار هم می گذریم
دل نوشته های یک شهروند دهکده جهانی ولنتاین یا سپندارمذگان؟
واژه سپندارمذگان كه امروزه به همان ولنتاين معروف است را بايد در بيست قرن پيش از ميلاد مسيح جستجو كرد. يعني زماني كه در ايران باستان اين نام را براي يكي از ماه هاي سال انتخاب كردند. |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 19:41
سيار سفر بايد تا پخته شود خامي
سفر واژه زيبايي است كه در هر زمان و فرهنگ، جاي خاص خود را داشته و روح و جسم ما را ميآرايد. بايد سفر كرد تا ديد چگونه اين مردم اصيل با هماهنگي و اراده از اين سرزمين زيبا تابلويي زيبا از آفرينش خداوند متعال ساختند. بايد رفت و ديد؛
|+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 18:27
شهرزادی دیگر
«مشدی گلین خانم» اين راوي قصههاي ايراني در آن اوقات حدود هفتاد سال داشت، و خودش هم تاريخ دقيق تولدش را نمي دانست. معلوم هم نيست كه اهل كجا بود. احتمالا از اهالي شمال غرب ايران بود، چون با مقدمات زبان تركي نيز آشنايي داشت. به هر حال وي از مدت ها پيش در جنوب تهران زندگي مي كرد. او قسمت اعظم عمر خود را درهمانجا به سر آورده بود و قصههايش نيز متعلق به همان منطقه است. قصههايي كه هر كس آنها را بشنود ميتواند بهجا بياورد و بفهمد. خود او يك بار مدعي شد كه ميتواند سراسر سال را نقل بگويد، بدون اين كه يكي از آنها تكراري باشد. |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 11:3
تاريخچه فرش ايران
بزرگترين فرش دنيا |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 17:31
رمضان در طهران قدیم
شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه طهران قديم در ماه رمضان چگونه بود و چطور به پذيرايي اين ماه ميرفتند. ريزهخواني و مناجات
شبنشيني و مشغوليات |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 13:29
موقعیت اجتماعی زن در ایران باستان(بخش پایانی)
وضعيت اجتماعي زن در دوران مادها و هخامنشي (زن از زبان داريوش-هايد ماري کخ- ترجمه دکتر پرويز رجبي) |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 11:58
موقعیت زن در ایران باستان
در دوران بيش از ده هزار سال پيش از ميلاد پس از يك سري تغييرات در وضعيت اقليمي ايران اندك اندك انسان غارنشين براي خود خانه ساخت و خانواده به عنوان كانون قدرت شناخته شد. چون زن هم در خانه و هم در بيرون از خانه با مرد در کار توليد و رفع حوايج زندگي همکاري داشت و از طرفي توليد مثل و استمرار نسل به طور فطري بر عهده او بود لذا ارزش زن نسبت به مرد افزايش يافت و قدرت به نفع زن متمايل گشت. در اين دوران كه دوران مادرشاهي ناميده مي شد حق فرمانروايي حق قضاوت و حق اداره امور مربوط به خانواده همه در دست زن بوده است. اختلاف نيروي بدني که امروز بين زن و مرد مشهود است در آن روزگار قابل ملاحظه نبود. زن در اين دوران از حيث بلندي قامت و نيروي جسماني نه تنها دست کمي از مرد نداشت؛ بلکه به مقتضاي طبيعت موجود کاملا نيرومند بود که مي توانست ساعتهاي درازي را به کارهاي دشوار بپردازد و به هنگام حمله دشمن به خاطر خانواده و قبيله اش تا سر حد مرگ مبارزه کند.» علاوه بر رهبري اقتصادي و اجتماعي مقام روحانيت نيز از امتيازات زن بود و ايرانيان مانند همسايگان خود مذهب مادرخدايي داشته اند و در نواحي مختلف ايران پرستش الهه مادر رواج داشت. از جمله در لرستان مجسمه اي كشف شده كه سر زني را تمام رخ نشان مي دهد كه رب النوع اين اقوام است...... ادامه دارد/. |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 10:8
بعد از سلام
آمده ام که بمانم. مدتهاست که فکر می کنم در هزاره سوم که رسانه ها وبلاگها و سایتها جهان ما را هر روز کوچک و کوچک می کند حرف هایی است که به اندازه همه دنیا بزرگ است و اگر نتوانیم آن را بیان کنیم به اندازه همه دنیا دلت می گیرد. من هم به عنوان یک شهروند نمی دانم درجه چندم این دهکده جهانی تلاش می کنم تا از این پنجره به دنیای پیرامون خود نگاه کنم. می نویسم تا باشم و می مانم به امید همراهی شما و ابزار فرهنگ را انتخاب کردم تا هویت چند هزارساله سرزمینم را روایت کنم. و باز یادآوری کنم که چو ایران نباشد تن من مباد. دمتان گرم و نظرهای پرمحبتتان راهگشای مسیر آینده ام باد. |+| نوشته شده توسط فرناز وثوق نژاد در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 17:23
|